مرتضى مطهرى

781

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ « 1 » آيا آنها مقسّم رحمت خدا هستند كه خدا بايد تابع اختيار و انتخاب اينها باشد كه نبوت را به اين بدهد و به آن ندهد ، چرا به اين مىدهد و چرا به آن نمىدهد ؟ خدا خودش بر طبق مشيت بالغه و حكمت بالغهء خود رحمت خودش را تقسيم مىكند . در يك آيهء ديگر مىفرمايد : اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ « 2 » خدا خودش داناتر است كه رسالت خود را در كجا قرار بدهد . بعد ، از مسئلهء اين رحمت معنوى كه رسالت است وارد نعمتهاى مادى دنيوى مىشود . مىفرمايد : نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا « 3 » معيشت مردم را در اين زندگى دنيا ما ميان آنها قسمت كرده‌ايم . مقصود از معيشت در اينجا چيست ؟ آيا مقصود آن امكانات طبيعى است كه هركسى دارد براى كسب زندگى و معاش ؟ يا مقصود خود معاش است ؟ به عبارت ديگر آيا مقصود آن چيزهايى است كه خداوند به نحو تكوين به انسانها داده است در معيشت ، يا چيزهايى است كه انسان به نحو تكوين حيازت نمىكند بلكه به نحو اختيار و به نحو تشريع و در پرتو قانون يا با پايمال كردن قانون به دست مىآورد ؟ . . . « 4 » چون مال و ثروت رابطهء اعتبارى و تشريعى با انسان پيدا مىكند . در بعضى آياتِ قرآن كلمهء « معايش » يعنى موجبات تعيّش انسان ، يعنى آن مقدمات تعيّش انسان . آيه‌اى است در سورهء اعراف كه مىفرمايد : وَ لَقَدْ مَكَّنَّاكُمْ فِي الْأَرْضِ وَ جَعَلْنا لَكُمْ فِيها مَعايِشَ « 5 » ما شما را در زمين مستقر كرديم ، متمكّن كرديم ، يعنى شما را به گونه‌اى خلق كرده‌ايم كه مسلط بر زمين هستيد و متمكّن در اينكه در زمين تصرف و بهره بردارى كنيد ، و براى شما در زمين معايشى ( معيشتهايى ) قرار داده‌ايم . معلوم است كه مقصود از اين معيشتها اين نيست كه مثلًا يك غذاى آماده‌اى آنجا قرار داده‌ايم يا پولى در آنجا هست ، بلكه مقصود اين است كه ما در زمين استعدادهايى قرار داده‌ايم كه وسيلهء تعيّش شماست ، مثل اينكه به زمين امكان زراعت ، امكان محصول زراعى دادن [ داده‌ايم ، ] در زمين يك سلسله معادن خلق كرده و آفريده‌ايم ، در زمين امكان اينكه شما از اين مواد زمينى براى خودتان مساكن بسازيد قرار داده‌ايم ، در داخل اين زمين آبهايى قرار داده‌ايم كه شما مىتوانيد با ناخن زدن به اين زمين اين آبها را براى خودتان جارى كنيد .

--> ( 1 ) زخرف / 32 . ( 2 ) انعام / 124 . ( 3 ) زخرف / 32 . ( 4 ) [ افتادگى از نوار است . ] ( 5 ) اعراف / 10 .